ﺑﻪ ﺻﻔﺤﻪ ﮔﯿﺎﻫﺎن ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ ﺣﮑﻤﺖ ﺧﻮش آﻣﺪﯾﺪ!
ﻣﺸﺎوره ﻻزم دارﯾﺪ؟ واﺗﺲ آپ ﻣﺎ: ۰۹۱۰۲۱۲۳۲۸۳
مفردات گیاهی

بلیله

وزن: نامعلوم
قيمت:

نام های گیاه:

نام فارسی: بلیله
نام علمی: Terminalia bellirica یا Terminalia belerica
نام انگلیسی: Belleric myrobalan
نام فرانسه: Myrobalan
نام آلمانی: Myrobalanenfruchten
نام ایتالیایی: Mirobalano
نام عربی: بلیلج
نام‌های دیگر:

ماهیت گیاه:

بلیله درخت برگریز بزرگى است از تیرۀ گاروم‌زنگیان (کُمبرتاسه: Combretaceae) به ارتفاع حدودی بیست تا سی متر، با برگهایی متناوب، به‌شکل بيضى كشيده يا بعضاً دايره‏اى با قاعدۀ قلب‌شکل به ابعاد هفت در پانزده سانتى‏متر. این گیاه که با آمله و هلیله از یک خانواده است، برگهایى دارد عريض‌تر از برگ انبه. به ميوۀ این درخت نیز بليله گفته مى‏شود که تخم‏مرغى‌شکل، كمى دراز و در دو سر باريك است. پوست میوۀ بلیله نازكتر از پوست هليله و در آغاز و بر روی درخت سبزرنگ است ولی به‌تدریج به رنگی میان زرد و خاکی می‌گراید و وقتی چیده و خشکانده می‌شود تا به مصرف برسد رنگ آن تقریباً به گردویی روشن میل می‌کند. درون میوۀ بلیله نیز هستۀ آن قرار دارد.

محل رویش و تولید:

درخت بلیله بومی مناطق گرم و مرطوب جنوب و جنوب شرقی آسیاست و در اغلب مراتع، دره‌های پست و جنگلهاى مرطوب این مناطق از چین و میانمار و ویتنام و مالزی تا هند و پاکستان مى‏رويد و حتا در کنار خیابانهای شهر نیز دیده می‌شود.

زمان کاشت و برداشت:

درخت بلیله به‌طور وحشی و خودرو در مناطقی که بومی آنهاست می‌روید ولی می‌توان آن را ازطریق کاشت بذر نیز پرورش داد. بذرهای این گیاه در انواع متنوعی از خاک، از خاکهای شنی و لومی و رسی، امکان رشد دارد ولی خاک آن می‌باید رطوبت کافی داشته باشد. برای نتیجه‌گیری بهتر، خوب است زمین را شخم زد و بذرها را پیش از کاشتن یک شبانه‌روز در آب خیساند و زمانی که هنوز بارانهای موسمی آغاز نشده به‌فاصلۀ سه متر از یکدیگر در چاله‌هایی به عمق نیم متر، که از قبل حفر شده‌است، کاشت. این فرایند می‌باید حدفاصل نیمۀ تیر ماه تا اوایل مرداد ماه به پایان برسد. وقتی درخت به بار نشست و میوه‌های آن به رنگی میان سبز و خاکی درآمد می‌توان محصول را برداشت. این اتفاق معمولاً از اواخر آبان تا اواخر بهمن ماه می‌افتد. پس از چیدن میوۀ بلیله می‌باید آنها را خشکاند و به دور از رطوبت و جریان هوا نگه داشت تا خواص خود را از دست ندهد.

نوع مرغوب:

کهنه و دارای آلودگیهای محیطی نباشد.

کیفیت و درجه گیاه:

خشک در درجۀ دوم و سرد در درجۀ اول

خواص و افعال کلی:

تقویت معده
رفع و کاهش سردرد؛ رطوبات و بخارات؛ اسهال مزمن؛ بواسیر
جذب و پاکسازی مواد غیرمفید سوداوی و صفراوی

مواد موثره و ترکیبات شیمیایی گیاه:

در ميوۀ بلیله گلوكوز (Glucose)، تانن (Tannin) و سه جزء گلوكوزيدى وجود دارد. در تنه و پوست درخت آن اسید الاجيك (Ellagic acid) و در پوستۀ هستۀ ميوۀ آن اسید گاليك (Gallic acid) يافت مى‏شود.

مقدار مصرف:

تا هفت گرم

نحوه مصرف:

پوست و گوشت خشکاندۀ میوه را از هسته جدا کرده، به‌صورت آرد و ضماد به مصرف می‌رسانند.

عوارض گیاه:

برای مبتلایان به ثقل معده ضرر دارد.
برای اندامهای پایین‌تنه نیز ضرر دارد.

مُصلح گیاه:

عسل
شکر قهوه‌ای

بدل گیاه:

آمله
شکوفۀ حنا
مورد
هلیلۀ سیاه

هشدار و احتیاط:

موارد مطرح‌شده در اینجا صرفاً اطلاعاتی است که از منابع معتبر استخراج و نقل شده است. بدیهی است که افراد پیش از مصرف محصولات می‌باید با متخصص و کارشناس این فن مشورت کنند.

محصولات مهم ترکیب شده از گیاه:

جهت دریافت اطلاعات به‌روز با مشاوران ما تماس بگیرید.

اَشکالِ داروئی گیاه:

این گیاه به صورت‌های حب، معجون، شربت و... مصرف می‌شود.

اصطلاحات طبی قدیم:

مقوّى معده و اشتها
مُلطّف
قابض
مُسهل سودا بالخاصيت
مُسهل صفرا و قاطع رطوبات و بخارات بالطّبع

توضیحات

بلیله درخت برگریز بزرگى است از تیرۀ گاروم‌زنگیان (کُمبرتاسه: Combretaceae) به ارتفاع حدودی بیست تا سی متر، با برگهایی متناوب، به‌شکل بيضى كشيده يا بعضاً دايره‏اى با قاعدۀ قلب‌شکل به ابعاد هفت در پانزده سانتى‏متر. این گیاه که با آمله و هلیله از یک خانواده است، برگهایى دارد عريض‌تر از برگ انبه. به ميوۀ این درخت نیز بليله گفته مى‏شود که تخم‏مرغى‌شکل، كمى دراز و در دو سر باريك است. پوست میوۀ بلیله نازكتر از پوست هليله و در آغاز و بر روی درخت سبزرنگ است ولی به‌تدریج به رنگی میان زرد و خاکی می‌گراید و وقتی چیده و خشکانده می‌شود تا به مصرف برسد رنگ آن تقریباً به گردویی روشن میل می‌کند. درون میوۀ بلیله نیز هستۀ آن قرار دارد.

درخت بلیله بومی مناطق گرم و مرطوب جنوب و جنوب شرقی آسیاست و در اغلب مراتع، دره‌های پست و جنگلهاى مرطوب این مناطق از چین و میانمار و ویتنام و مالزی تا هند و پاکستان به‌طور وحشی و خودرو مى‏رويد و حتا در کنار خیابانهای شهر نیز دیده می‌شود. ولی می‌توان آن را ازطریق کاشت بذر نیز پرورش داد. بذرهای این گیاه در انواع متنوعی از خاک، از خاکهای شنی و لومی و رسی، امکان رشد دارد ولی خاک آن می‌باید رطوبت کافی داشته باشد. بذرها را پیش از آغاز بارانهای موسمی (نیمۀ تیر ماه تا اوایل مرداد ماه) می‌کارند. در فاصلۀ اواخر آبان تا اواخر بهمن ماه، وقتی درخت به بار نشست و میوه‌های آن به رنگی میان سبز و خاکی درآمد می‌توان محصول را برداشت. پس از چیدن میوۀ بلیله می‌باید آنها را خشکاند و به دور از رطوبت و تماس مدام با هوا نگهداری کرد تا خواص خود را از دست ندهد.

بلیله در حالت سبزى و نارس مُسهل و پس از رسيدن قابض است. مغز دانۀ آن خاصیت مخدّر دارد. این میوه در هندوچين به‌عنوان قابض و تونيك (مقوّی) مورد استفاده است. در برمه ميوۀ خشك بليله را براى تسكين سرفه و معالجۀ بيمارى‏هاى چشم تجويز مى‏كنند. در هند بليله به‌عنوان قابض، تونيك، مليّن، تب‏بر و براى معالجۀ بواسير، استسقا، اسهال، كمك به رفع سوءهاضمه و حالات صفراوى و سردرد و جذام كاربرد دارد. در اندونزى از ميوۀ رسيدۀ خشك بى‏دانۀ گياه پس از اينكه كوبيده شد و به‌صورت آرد درآمد، به روى ناف تازه‌افتادۀ بچه‌ها مى‏پاشند.

طبيعت بليله از نظر حكماى طب سنتى خشک و كمى سرد است. این گیاه تلطيف‏كننده، قابض، مقوّى معده، برطرف‌کنندۀ سوءهاضمه و اشتهاآور است. در عين حال مواد غیرمفید سوداوی و صفراوی را جذب و پاکسازی مى‏کند، رطوبتها و بخارات تولیدشده در بدن را کاهش می‌دهد و براى سردرد و بواسير نیز مفيد است. بوداده و سرخ‌شدۀ میوۀ بلیله براى بند آوردن اسهال مزمن سودمند است. اگر دو گرم آن را با دو گرم شكر در آب گرم ریخته، خوردن آن را چند روز ادامه دهند، به تقويت چشم و افزايش بینایی کمک می‌کند و برای قطع رطوبتهاى جارى از دهان نیز مفيد است.

بلیله در کنار فواید بسیارش عوارضی هم دارد؛ ازجمله برای مبتلایان به ثقل معده ضرر دارد و همچنین برای اندامهای پایین‌تنه نیز مضرّ است و از همين رو می‌بايد با عسل يا شكر قهوه‌ای خورده شود. آمله، شکوفۀ حنا، مورد و هلیلۀ سیاه گیاهانی هستند که از نظر خواص می‌توانند جایگزین بلیله شوند.